++دل شکسته++
خدایا ایوب رابه زمین برگردان، میخواهم ازصبربرایش بگویم گاهی سرسری رد شو.. زندگی کن… چرا که.. “دقت” .. “دق ات” میدهد.. گفتی دهانت بوی شیر میدهد… و… رفتی … برمیگردی ؟؟ حماقت چیست…؟ زندگی را به کسی باختم که ... جریمه اش یه عمر حسرت شد باخت زیبایی بود...... یادش رفته بود که من یارش هستم نه حریفش.................... قیامتت را برپاکن...... تواگرخسته نشدی ما عجیب خسته ایم.....!!!!!!!!!!
خیلی سخته ندونی آخرقصه چی میشه اونکه براش میمیری قسمت دل کی میشه
دیروزیکی بهم گفت"بروبمیر" خواستم بگیرمش وبغلش کنم وببوسمش مدتهابودکسی واسم همچین آرزوی قشنگی نکرده بود
مرا اینگونه باور کن کمی تنها کمی بی کس کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته ؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست
شبی غمگین،شبی باران وسرد،مرادرغربت فردارهاکن دلم درحسرت دیداراوماند،مراچشم انتظارکوچه هاکرد !...تمام هستی ام بودوندانست که توقلبم چه آشوبی به پاکرد
. . . دیگر از این شهر . . .
چطوربهت ثابت کنم که توبهم نفس میدی؟ فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم... همین که در ذهنم میپیچد... .... از چشمانم...اشک میریزد! بعضي وقت ها چيزي مي نويسي فقط براي يک نفر، هرکســـــــــــي ممکن است بخواند جـــــــــــــــــز آن يـــــــــــــــک نــــــــــــــــــــفر.... روزی پسری به دختری که باهاش دوست بوده میگه: امروزوقت داری بیای خونمون؟ دختره میگه:مامانم نمیزاره پسره میگه:بگومیخوام برم استخر دختراومدخونه دوست پسرش پسره گفت؟توکه اومدی استخرمثلابایدموهات خیس باشن. بروتوحموم وموهاتوخیس کن. وقتی دختره میره حمام پسره زنگ میزنه به دوستاش پسره ودوستاش یکی یکی میرن... این آخری که رفت دیدن خیلی دیرکرد. نه یک ساعت نه دوساعت موندتوحموم. رفتن توحموم یهودیدن دختره وپسره رگ دستشونوباهم زدن ورودیوارحموم نوشته بودن: نامرداخواهرم بود... می گویند : شاد بنویس... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم ، که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس... !! میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه ؟ اینکه هر کاری در توانِت هست براش انجام بدی،بعد برگرده بگه : مگه من ازت خواستم... خدایا... تا خرخره پُر دلتنگیم.... مرسی...دیگر میل ندارم.... دلم میخواهد بخوابم... مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب خوابیده است... گاهي بايد نباشـــــي؛ تا بفهمـــــي نبودنت واسه كي مهمـــــــه! کيه که ازت خبر مي گيره کجايي؟؟ کيه که بهت ميگه جات خاليه! کيه که نگرانت ميشه و ميگه هرجا رسيدي يه خبر بهم بده! اونوقـــــــته كه ميفهمي بايد هميشه با كــــي باشي !!! کسی چه می داند که امروز چند بار فرو ریختم ... نمیدانم “فرهاد” ازچه می نالید ؟؟؟ او که تمام زندگی اش “شیرین” بود... !؟ اجازه خدا ميشه ورقمو بدم؟ ولي به خداوندی خدا خسته شدم... هیچکس نفهمید زلیخا مرد بود میدانی چرا؟؟؟ مردانگی میخواهد ایستادن پای عشقی که مدام تو را پس میزند...
آهای عشق من …
امشب به افتخار تو دهانم بوی مشروب، بوی سیگار، بوی دروغ میدهد …
این که من…
تو را…
با تمام بدی هایی که در حقم میکنی…!!
هنوز…
دوست دارم
نمیدانم مرا آیا گناهی هست ؟
گفت دوستم دارد... باور کردم
گفت بدون من می میرد... باور کردم
گفت تنهایم نمی گذارد... باور کردم
وقتی رفت... باور نکردم
...باور نمی کنم
...نمی خواهم باور کنم که واقعأ رفت برای همیشه
. . . میخواهم سفر کنم . . .
. . . چمدانم را بسته ام . . .
. . . اگر خدا بخواهد امروز میروم . . .
. . . نشسته ام منتظر قطار . . .
. . . اما نه در ایستگاه . . .
. . . روی ریل قطار . . .
اما دلـــــــــــت میگیرد وقتي يادت مي افتد که
از دیدن کسی که تنها لباسش شبیه تو بود...
سلام یا خداحافظ....
بچه داداشم تنهام گذاشت....
دیگه دوسم نداره.....
دیگه جوابمو نمیده....
براش ارزوی موفقیت میکنم...
.
داداش فرهاد مواظب خودت باش....
خداحافظ داداشی....
ميدونم وقت امتحان تموم نشده!
Power By:
LoxBlog.Com |